ميرزا محمد حيدر دوغلات
478
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بسيار جرار ، همه نيزهدار تيغگذار و بهادران نامدار و امراى عاليمقدار و كرياس فلك مقدار ، مهيا و « 1 » طيار شد . نظم : لشكرى كان را ظفر لشكركش و نصرت برك 520 * نه يقين بر طول و عرض آن سپه واقف نه شك از سنان نيزههاشان در خطر روى سماك 521 * وز سمند نعل اسبان جيبه بر پشت سمك « 2 » 522 از اين قوت و شوكت هراس بىقياس ( 221 پ ) در دل سلاطين اطراف راه يافت ، خاصه بر منصور خان كه از ميرزا ابابكر گريخته در كنج طرفان و چاليش خزيده بود . نه قوت مقاومت داشت ، نه جاى فرار ، نه طاقت قرار ، « 3 » ع : افسوس كه از شش جهتم راه ببستند . مصداق حال منصور خان شده بود . مع هذا ايمن خواجه سلطان نيز به خان ملحق شده و آنچه بر وى از منصور خان رسيد تقرير نمود و جراحات قديميه را تازه كرد . همه اركان دولت و اعيان حضرت انتقام و اقتحام و استيصال و استخلاص « 4 » طرفان را يككاره گشتند و به عرض رسانيدند كه منصور خان به وقت فرصت آن كرد كه گفته شد و اگر دست دهد ، هم آن كند كه نتوان گفت . پس لايق حزم آنكه او را به يك حمله چنان بايد ساخت كه خاطر از او بالكليه پرداخته گردد . خان فرمود كه دأب خردان « 5 » اطاعت و كار كلانان عنايت است و اگر از خردان اين معنى مفقود گردد بر كلان واجب كه او را تأديب نمايند . 523 در آن صورت ظاهر حال حق بر جانب ما و برادر بود . اما حق آن است كه در خدمت گذارى و در توقير و تعظيم ، تقصير كردهايم و بر ما واجب آنكه عذر آن تقاصير را اين زمان كه حق سبحانه قدرت داده است به ابلغ وجوه خواسته شود و خجالت اين تقصير را به كثرت خدمات لايقه نموده آيد . بيت : كرم بين و لطف خداوندگار * گنه بنده كردست و او شرمسار
--> ( 1 ) . نگ : - همه نيزهدار . . . مهيا و . ( 2 ) . نگ : - لشكرى . . . سمك . ( 3 ) . نگ : - نه طاقت قرار . ( 4 ) . نب : + منصور خان رسيد تقرير نمود و . ( 5 ) . نب : خوردان .